الفيض الكاشاني

333

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )

مقصد اصلى نداى كنم 163 ملك در سجده آدم زمين بوس تو نيّت كرد 219 من از چشم خوش ساقى خراب افتاده‌ام ليكن 258 من اگر خارم اگر گل چمن آرايى هست 137 منم كه ساختهء دست ابتلاى توام 134 من نمىدانم چه در چه فنى 31 من وتو عارض ذات وجوديم 55 ميان عاشق ومعشوق هيچ حايل نيست 187 مىروم بر براق عشق سوار 163 مىنمايد كه هست ونيست جهان 57 ناريان مر ناريان را جاذبند 254 ناف ما بر مهر أو ببريده‌اند 120 ناله گر ز خسته شنوى 162 ندانستى كسى كاين پرتو اوست 38 نظر لطف هر كجا فكند 161 نفس كدبانويى است در حرمم 162 نفس كلّى وعقل أول را 162 نقش وفا وى كند پشت به ما كي كند 65 نقّل فؤادك حيث شئت من الهوى 113 نگذاشت چو غيرت تو غيرى 116 نور أو چون أصل موجودات بود 216 نو ز كجا مىرسد كهنه كجا مىرود 83 نه ادراك در كنه ذاتش رسد 46 نه بر أوج ذاتش پرد مرغ وهم 46 نهفته معنى نازك بسى است در خط يار 281 نه هر كه چهره بر افروخت دلبرى داند 288 نه هر كه طرف كله كج نهاد وتند نشست 288